ققنوس ایران

ایران باستان

ققنوس ایران

ایران باستان

مشعشیان:

 

 

سید محمد مشعشع که عرب زبان بود، درزمانی میزیست که مذهب شیعه رواج یافت. او درسال 840 قمری دعوی مهدی گری را آشکارساخت. او درمنطقه خوزستان تاراج و غارت کرد. درنهایت به خوزستان دست یافت. پسرش مولی علی دعوی خدایی کرد و بیش از پدر به قتل و غارت مردمان آن منطقه پرداخت. به قدری به جنایت پرداخت که نهایتا به قتل رسید.

سید محمد مشعشع که دعوی مهدی بودن را گاه داشت، نوشت امام ناپدید بهرکاری تواناست .. و هرکه را خواست با گناه و بیگناه نابود می‌کند. او درحالی مدعی مهدی گری بود که سواد اندکی هم ازتاریخ مذهب اسلام داشت. مشعشیان به خوزستان و تا بخشی از عراق جزایر اطراف با خون و خرافات حکومت کردند. و خود را شیعه و پیرو مهدی گری خواندند.

مشعشعیان هم به دست ترکها و نهایتا به دستور شاه اسماعیل تارومارشدند.

 

مرعشیان:

 

پس از برافتادن مغول مرعشیان که در مازندران پیدا شده بودند (سادات عرب که به مرعشیان مازندران معروفند) در سال 760ه.ق میر قوم الدین مرعشی، حکومت مرعشیان را تاسیس کرد. در سال 782ه.ق سید فخر الدین مرعشی فرزند میر قوام الدین با تصرف رستمدار (نور) قریه ی واتاسان را در نزدیکی ناتل (پایتخت دشت رستمدار) بنا نهاد و مقر حکومت خود ساخت. اما به زودی امیر تیمور گورکانی (در 786 ه.ق ) به مازندران و رستمدار لشکر کشید و سادات مرعشی نیز از تیمور شکست خوردند.

امیر تیمور در لشکر کشی دوم خود به مازندران در سال 794ه.ق به کلی سادات مرعشی را سرکوب کرد و بر رستمدار(نور) نیز تسلط یافت. مرعشیان به تبعید ماوراءالنهر که امیر تیمور در حقشان روا داشته بود رفتند.

قیام مرعشیان ، محصول و نتیجه قیام سربداران بود که از آمل آغاز شد و این منطقه را نیز زیر چتر خود گرفت . چون شیخ خلیفه ، مقتداى مذهبى سربداران - مرد پاکیزه روزگارى که از اهالى آمل بوده ، پس از سیر و سلوک ، راهى سبزوار شد و نطفه ى قیام سربداران را در آن جا به بار نشاند و بعدها قیام مرعشیان ، به عنوان شعبه اى از قیام سربداران در مازندران ایجاد شد.

مرعشیان ، شیعه اثنى عشرى بودند که با الهام گیرى از تعلیم مذهبى - سیاسى رهبران مذهبى سربداران توانست از آن به عنوان مکتبى براى قیام خود استفاده کند.

یکى از اصول اساسى این قیام مبارزه با ظلم و ستم بود. ظلم و ستم در این دوره جنبه اجتماعى ، اقتصادى و گاهى سیاسى داشت که بر رعایا اعمال مى شد.

سید قوام با استفاده از بعد ستم ستیزى تشیع توانست بر این حکام ظالم و ستمگر منطقه پیروز شود، از ویژگى هاى دیگر این قیام بسط عدالت و مساوات اجتماعى بود لیکن باز با انشقاق از هم رزم و هم کشى خود افراسیاب چلاوى ، پیروزى از آن جناح شیخیان گردید فتوت ، راستى ، صداقت و راست کردارى از جمله خصوصیات پیروان سید قوام و کلا، حاکمیت وى بود. اکثر پیروان سید قوام را افراد پیشه ور و روستایى و بیش تر رعایا تشکیل مى دادند. علل فروپاشى این نهضت را، بایستى در جنگ هاى متعدد آنان و نیز ظهور امیرتیمور، در شرق دانست که به هیچ یک از قیام ها و سلسله هاى محلى رحم نکرد و گویى وى براى سرکوبى این قیام ها آمده بود.


منبع:

مرعشیان در تاریخ ایران‏. مصطفی مجد. 1380

تیموریان:

 

تیموریان یا گورکانیان ایران (۷۷۱ – ۹۱۱ ه‍. ق.) (۱۳۷۰ - ۱۵۰۶ م.) دودمانی مغول تبار بودند. بنیادگزار این دودمان تیمور گورکانی بود که در آسیای میانه می‌‌زیست و سمرقند پایتختش بود. امیرتیمور کشورى وسیع و دولتى عظیم ایجاد کرد و خطهٔ ماوراءالنهر را به مقامى از اهمیت رسانید که تا آن زمان هیچگاه بدان پایه نرسیده بود. او مرزهای خود را نخست در سرتاسر آسیای میانه و آنگاه سرتاسر خراسان و آنگاه همهٔ بخش‌های ایران و عثمانی و بخش‌هایی از هندوستان گسترد. و چون فتوحات تیمور بیشتر جنبهء یورش و هجوم داشت تا تسخیر واقعى غالب ممالک مفتوح به زودى از تصرف تیموریان خارج شد. با این حال ماوراءالنهر مدتى مرکز دولتى شد که قسمت اعظم ایران و افغانستان را علاوه بر ولایات ماوراءالنهر شامل بود. هنگامى که ممالک وسیع تیمورى تجزیه یافت دورهء هرج و مرج پیش آمد. به محض اینکه تیمور مرد، ترکان عثمانى و آل جلایر و ترکمانان درصدد تصرف ممالک ازدست‌رفتهء خود برآمدند. معهذا، اولاد تیمور موفق شدند که شمال ایران را در مدت یک قرن جهت خود نگاهدارند. ولى آنان غالباً با یکدیگر در نزاع بودند. با وجود این شاهرخ موفق شد که مناقشات اقوام خود را تا حدى رفع و قدرت و اعتبار مملکت را حفظ کند. اما پس از مرگ او ممالکش به قسمت‌هاى کوچکتر مجزا شد و بر اثر همین کیفیت صفویان و امراى شیبانى آنها را به متصرفات خود ضمیمه کردند. با این حال خاندان تیمورى از میان نرفت و نوادگان تیمور چندی پستر فرمانروایی خود را به هندوستان بردند و دولت سلسلهٔ بابرى را بنیاد گذاردند که اروپائیان آن را «مغول کبیر» می‌‌نامند.


افراد خاندان تیمورى از این قرارند:

تیمور (771 – 807 ه‍. ق) (1370 - 1405 م.)

خلیل سلطان (807 – 812 ه‍. ق.) (1405 - 1410 م.)

شاهرخ (807 – 850 ه‍. ق.) (1405 - 1447 م.)

بایسنقر میرزا

الغ بیک (850 – 853 ه‍. ق.) (1447 - 1449 م.)

عبداللطیف (853 – 854 ه‍. ق.) (1449 - 1450 م.)

عبدالله (854 – 855 ه‍. ق.) (1450 - 1451 م.)

ابوسعید (855 – 873 ه‍. ق.) (1451 - 1469 م.)

سلطان حسین بایقرا در هرات (862 – 911 ه‍. ق.) (1470 - 1506 م.)

سلطان احمد (873 – 899 ه‍. ق.) (1469 - 1494 م.)

سلطان محمود (899–900 ه‍. ق.) (1494 - 1495 م.)

دورهٔ هرج و مرج (900 تا 911 ه‍. ق) (1495 - 1506 م.)


این سلسله بدست امرای شیبانی منقرض شد.

 

دانش و هنر در زمان تیموریان:

 

تیمور با اینکه بسیار خونریز بود ولی به دانش و هنر کشش نشان می‌‌داد، از اینرو هنرمندان و صنعتگران از کشتارهایش در امان می‌‌ماندند. فرزندان او نیز سیاست بنیادگذار دودمان تیموریان را پی گرفتند که می‌‌توان به تأسیس رصدخانه، مسجد و مدرسه اشاره کرد. هنر مینیاتور نیز در این دوره از تاریخ ایران به اوج خود رسید. خلیل نوهء تیمور که بدو هیچگونه شباهتى نداشت، اهتمام کامل به رفاه و سعادت مملکت معطوف داشت و خدماتى به علم و ادب کرد. شاهرخ طرفدار جدى علوم و صنایع بود و مسجد و بقعهء مقدس رضوى که زیارتگاه شیعیان است از اوست. پسر او، الغ‌بیک فرمان داد زیجى ترتیب دادند. حسین‌بن بایقرا نیز حامى علوم و ادبیات بود. ابوسعید پادشاه توانا، با کفایت، هنر دوست این خاندان نیز خود هنرمند بود. او طرفدار متصوفه و اهل عرفان بود و مشایخ صوفیه را گرامی می‌‌داشت و بعد او بود که خاندان تیموریان به صوفی گری روی آوردند.

 

بازماندگان تیموریان:

 

نوادگان پادشاهان تیموریان هنوز ساکن ایران هستند و اکثریت آنان در نواحی اطراف تهران(به ویژه رودهن) و همدان پیرو مسلک صوفی گری هستند. زبان مادری بازماندگان این سلسله گویشی از ترکی است که خاص و ویژه خودشان است و پیوندهای خانواگی در بینشان بسیار رایج است. گفته می‌شود آنان بعضا شاخه‌ای از اهل حق نیز می‌‌باشند. ولیکن اختلاف عقیدهٔ بسیاری بین آنان و دیگر پروان اهل حق است. برای مثال سبیل خود را کوتاه نگاه داشته، محمد را خاتم انبیا دانسته و حتی علی را تنها یک انسان اما با روحیات خداوندی می‌‌شناسند.

همچنین گفته می‌شود آنان همچنین به مانند اجداد خویش و بر خلاف دیگر پیروان اهل حق، به علم و هنر بسیار علاقه داشته و در کارهای اقتصادی سالم بسیار فعال هستند.

منبع

طبقات سلاطین اسلام لین‌پول ترجمهٔ عباس اقبال

 

Top of Form

Bottom of Form