جمشید یکی از پادشاهان اسطورهای ایرانیاست و قدمتی بس کهن دارد. نام او در اوستا متون پهلوی و متنهای دوران اسلامی آمدهاست. در اسطورههای ایرانی کارهایی سخت بزرگ به او نسبت داده شدهاست. در شاهنامه، جمشید، فرزند طهمورث و شاهی فرهمند است که سرانجام به خاطر خودبینی و غرور فرّه ایزدی را از دست میدهد و به دست ضحاک کشته میشود.
ریشه شناسی نام:
نام جمشید از دو بخش جم و شید تشکیل شدهاست و در واقع شید صفتیاست که برای جم آمده است و نام اصلی او جم است. شید به معنی درخشان است و در ترکیباتی چون خورشید هم دیده میشود.
جمشید در شاهنامه:
در شاهنامه فردوسی میخوانیم :
ز ابلیس و دیوان چو بر بست راه |
|
بیامد به شادی از آن جایگاه |
که بر روز خرداد جمشید جم |
|
دل اهرمن کرد او پر ز غم |
مران روز را نام نوروز کرد |
|
یکی جشن بس به دلافروز کرد |
و :
جهان انجمن شد بَرِ تخت او |
|
شگفتی فرومانده از بخت او |
به جمشید بر گوهر افشاندند |
|
مر آن روز را روز نو خواندند |
سر سال نو هرمز و فرودین |
|
بر آسوده از رنج روی زمین |
بزرگان به شادی بیاراستند |
|
می و جام و رامشگران خواستند |
چنین جشن فرّخ از آن روزگار |
|
به ما ماند از آن خسروان یادگار |
جمشید در سایر حماسههای ملی:
جمشید در سایر متنهای دوران اسلامی:
آناهیتا ،اَناهید یا ناهید که -در پارسی به معنای دور از آلودگی است- نام ایزدبانوی آب و باران و باروری در مذاهب ایران باستان. بسیاری از ویژگیهای این ایزدبانو با ایشتار که مورد پرستش اقوام سامی از جمله بابلیان بود نزدیکی دارد. هردوی این ایزدان به سیاره ناهید (زهره) مربوطاند. به احتمال زیاد «اردویسور آناهیتا» نیز چون «میترا» از ایزدانی بود که پیش از پیدایش زردشت، توسط مردم ایران و نواحی اطراف - ولو به نامهای دیگر- مورد ستایش قرار میگرفت. با وجود دیرینگی و نفوذ پرستش «میترا» در ادوار پیش از ظهور زردشت، بعدها این ایزد در میان ایرانیان تا اندازهای به فراموشی سپرده شد. اما در مقابل چنین جریان فکری و دینی، «ناهید» چنان مقامی در باورهای ایرانیان به دست آورد که نه تنها پرستشگاههای بسیار زیاد و مجلل و باشکوهی از او میبینیم، بلکه تندیس و نمادهای این زن ایزد در اینجا و آنجای این سرزمین پهناور باقی مانده است. از میان پرستشگاههای ناهید، نیایشگاههای همدان، شوش و کنگاور که ویرانههای آن هنوز پابرجاست، از همه مجلل تر بوده است.
آناهیتا ظاهراً با جنگاوری نیز مربوط بودهاست و باور بر این بود که جنگاورانی را که به پیشگاه او نذر کنند، یاری میدهد.در دوران ساسانیان این الهه به یکی از الهههای مورد پرستش ایرانیان قرار گرفت. البته باید خاطر نشان نمود ایرانیان به طور ذاتی یکتا پرست بودند ولی آناهیتا و دو ایزد بانوی دیگر به طور مشترک به عنوان خدایان فرعی مورد تقدیس قرار میگرفتند.
برخی باستان شناسان بر این باورند که گل های انار سنگ تراشی شده نیلوفر آبی هستند، با این دلیل که گل نیلوفر در آین های هندو و بودا و همچنین مصر باستان گیاهی مقدس است، پژوهش های اخیر چنین تئوری هایی را رد می کنند.
به جز حدس و گمان که بیشتر بر پایه معماری مصری استوار است، هیچ گونه شواهدی که بتواند نیلوفر بودن این گل را اثبات کند وجود ندارد. در ضمن انار و گلابی، هر دو ارزش ویژهای در ادبیات و رسوم ایرانیان دارند.
در نقش برجستهای در تخت جمشید(اکنون در موزه ایران باستان تهران) داریوش بزرگ یک گل انار در دست گرفته است.
گل نیلوفر در آب های راکد و بدون جریان می روید. با توجه به سیستم آب باغ های پارسی تمام آب موجود پیرامون کاخ ها همیشه در جریان بوده است.
آب و هوای ایران(به ویژه سرزمین پارس) برای رشد نیلوفر آبی مناسب نیست. در همین حال کشور ایران تولید کننده همیشگی بهترین انواع انار در جهان بوده است.
گلبرگ گل نیلوفر نوک تیز است ولی گل های سنگ تراشی شده پارسی همگی دارای گلبرگ دایرهای هستند، و بدون شک سنگ تراشی هزاران گل با گلبرگ نوک تیز بسیار ساده از تراشیدن گلبرگ های دایرهای است.