شیوه تولید آسیائی در ایران:
طی سال های اخیر، درعرصهٔ مطالعات مربوط به مسایل ایران، شاهد توجه دوباره به مفهوم شیوهٔ تولید آسیایی بوده ایم. این نظر که ایران پیش از مشروطیت جامعهای مبتنی بر شیوه تولید آسیایی بوده، در میان محققان علوم اجتماعی، تاریخ نگاران اقتصادی و فعالان سیاسی، چه مارکسیست و چه غیرمارکسیست، مقبولیت چشمگیری یافته است. مقبولیت این نظر اساساً ناشی ازدوعامل است : نخست آن که هم خوداین مفهوم وهم کاربرد معین آن در تاریخ ایران، از مارکس گرفته شده است و درمارکسیسم سابقهٔ طولانی دارد؛ دوم آن که ظاهراً این مفهوم تناقضات نظری و تجربی نظرات مقابل را که ایران را جامعهای فئودالی می داند دربرندارد؛ تناقضاتی چون فقدان اشرافیت زمین دار و نهاد سرفی.
تعاریف مارکسیستی دراین زمینه کلی است وغالباً به کاربرد غیرانتقادی و موردی این مفهوم درشرایط اجتماعی _ اقتصادی و سیاسی ایران قبل از انقلاب مشروطه محدود میشود. دراین تعاریف براهمیت مالکیت دولتی برزمین های کشاورزی و رواج مالیات _ اجاره که ناشی ازشرایط عمومی جغرافیایی وآب وهوایی ایران است، تاکید میشود. ظاهراً اِشکال اصلی این تعاریف آن است که واقعیت ها را توضیح نمیدهد. مالکیت دولتی زمین، تنها شکل مالکیت ارضی و نوع فراگیر آن نبوده همراه این گونه مالکیت، انواع دیگر مالکیت ارضی واراضی موقوفه نیز وجودداشته و اندازه و تناسب آن ها در دورههای مختلف متفاوت بوده است.
لذا به جای جست وجوی اشکال یونانی- رومی بردگی در ایران، به جای یافتن اشکال فرانسوی ـ آلمانی فئودالیسم در ایران به جای جست و جسوی شکل انگلیسی ـ هلندی رشد سرمایه داری در کشور ما، باید به دنبال یافتن آن اشکالی رفت که در این کشور پدید شده و با آن که از جهت سرشت خود، پدیدههای جوامع دیگر بشری را تکرار میکند از بسیاری جهات شکل بروز خود، یگانه و ویژه است.
ویژگی های جامعه ایرانی پیش از اسلام:
درباره جامعه ایرانی پیش از اسلام به ویژه درباره آن سلسلههای ایرانی مانند هخامنشی، اشکانیان، ساسانیان اطلاعات بسیاری در دست است.
ظاهرا پیدایش تمدن نوین از ترکیب مدنیت کوچنده شعبانی آریایی و مدنیت ساکن بومیان به همان ترتیب که برخی مورخین از آن جمله گیرشمن معترض شدهاند تاریخ خونینی نیست و غالبا اختلاط تدریجی و «مسالمت آمیزی» رخ داده است. به هر صورت ما در حدود هزار قبل از میلاد، یعنی قریب سه هزار سال پیش با چهره آن چنان ایرانی آشنا هستیم که تقریبا تا یورش بزرگ تازیان مسلمان کما بیش از جهت اتنیک همانند باقی ماند.
آنچه برای یک بررسی کننده دوران پیش از اسلام دانستنش واجب است آن است که جامعه ایران در آن دوران نسبتا شناخته شدهای که مزده یسنه در آن رواج یافت تا در آمدن جیوش تازیان مسلمان چه گونه جامعهای بوده است؟
طی این دوران مادها، هخامنشی، سلوکیان، اشکانیان، و ساسانیان در ایران حکومت کردند.
مادها در ایران قریب 250 سال (708- 550 ق.م) هخامنشیها کمی بیش از دویست سال (546-330 ق.م) سلوکیان در حدود صد سال (330 -250 ق.م) اشکانیان، قریب پانصد سال (250 ق.م – 226 م) و ساسانیان قریب چهار صد و سی سال (226-651 م) حکم روایی داشتند.
مطلب را از مادها آغاز میکنیم که از اوائل قرن هفتم قبل از میلاد سلسله خود را بنیاد هشتند و به ساسانیان ختم میکنیم که در سال 652 بعد از میلاد منقرض شدند. این دوران قریب 1500 سال را در بر میگیرد و کمی بیش از دورانی است که ما را از انقراض ساسانیان جدا میکند.
در این دوران دراز هزار و پانصد ساله جامعه ایرانی چه گونه جامعهای بود، تردیدی نیست نه یک جامعه طی هزار و پانصد سال بلاتغییر نمانده و در افزارها و شیوه تولید آن، مناسبات تولیدی آن، نظام طبقاتی آن، رژیم دولتی آن، سطح تکامل فرهنگی آن و غیره تحولاتی که ناچار در جهت بغرنج تر شدن یعنی در سمت تکاملی است، رخ میدهد و در واقع نیز چنین بوده است.
مادها:
یکی از ویژگی های این جامعه طی هزار و پانصد سال نوعی ثبات ساختمانی آن در عین تغییر است تغییر در آن است که نظام دودمانی یا نظام «ویس» اولیه که مبتنی بر رسوم پدر سالاری بود از همان آغاز برخورد آریاها با تمدن های بومی و به ویژه از دوران ماد زوال مییابد و به جای آن به تدریج شاه و شاهنشاه و دولت متمرکز، شهرها بازار و پیشه وران، بازرگانی، روابط پولی، بردگی پدید میگردد و سپس این جریان نیز به تدریج دگرگون میشود و تیول داری و فئودالیسم و اریستوکراتیسم و هیرارشی و شیوه کاست مانند طبقاتی ظهور میکند. ولی از سوی دیگر ثبات در آن است که بدون آن که نظام دودمانی پدرسالاری از میان برود و در حالی که بسیاری از موسسات و موازین آن به جاست بردگی پدید میشود و بدون آن که بردگی از میان برود مقررات جامعه هیرارشیک و اشرافی فئودال و تیول داری ظهور میکند و همه در کنار هم و تا دیری حتی تا دیری پس از استقرار اسلام زندگی میکنند.
اگر بخواهیم الگوهای تجریدی را برداریم و در ایران در جست و جوی «نظام بردگی» از نوع یونان و رم و یا نظام فئودال از نوع اروپایی غربی بر آییم یا دچار نومیدی میشویم یا مجبوریم برای واقعیات تعبیراتی بتراشیم و به دعاوی بدون مدرک دست زنیم.
پیش از آنکه تعمیمی از مختصات تکامل جامعه ایران قبل از اسلام به دست بدهیم بی فایده نیست نخست سیر مشخص این جامعه را به ویژه در الگوی تمدن های هخامنشی سلوکی، پارتی و ساسانی بررسی کنیم:
هخامنشی:
۱ ـ تمدن هخامنشی مقارن با یکی از ادوار جهانی اوج مدنیت است. امپراطوری وسیع هخامنشی درعین حال که اسارتگاه اقوام مختلف تحت سیطره پارس ها بود در عین حال به یک انبیق عظیم اختلاط مدنیت ها مبدل گردید. دهقانان آزاد در پارس و دهقانان وابسته به زمین در اراضی اقوام دست نشانده دو نمونه دهقان ـ یعنی کثیرالعدهترین مولدان این جامعه اند. داریوش به عنوان پادشاه ایران نخستین بانی یک سازمان منظم دولتی است که البته به مقدار زیادی ناشی از اقتباس تجارب اقوام کهن تر در این زمینه و از آن جمله اقتباس از آسوری هاست.
شاه یک شه تئوکراتیک بود. قادعه تئوکراسی یا دین سالاری که در نزد شاهان ساسانی و سپس خلفاء اموی و عباسی و فاطمی و پاپ ها (در دوران قدرتشان) به شکل کلاسیک در میآید، در این دوران با آن شدت دیده نمیشود ولی داریوش خود را نماینده آهورمزده میدانست. تقریبا تردیدی نمیتوان داشت که دین مزده یسنه در دوران هخامنشی دین مسلط است و حال آنکه پیدایش این دین و رواج آن در جامعه ایران به 500 - 600 سال پیش از دوران داریوش مربوط میشود.
2 ـ تمدن هلنیستی دوران سلوکی جهات مثبت رشد اقتصادی - اجتماعی دوران هخامنشی را تشدید کرد. آن چنان رابطهای بین شرق و غرب برقرار شد که نظیر آن در دوران های طولانی بعد دیده نمیشود. درست مانند دوران تسلط اعراب نخست بخش های خاوری ایران که از مرکز تسلط سلوکیان دور بودند به قیادت قبایل جنگ جو و تیرانداز پارتی دست به مقاومت میزنند و ایران خود را به برکت آنان سرانجام از زیر سلطه سلوکی ها و به تدریج از سیطره خط و زبان یونانی و یونانی مابی شدید بیرون میآورد.
اشکانیان:
3 ـ در ایران پارتی که پایتخت خود را به تدریج از نسا در خاور به تیسفون در باختر منتقل میکند سجیه قبیلهای سازمان دهندگان تأثیرات عمیق خود را باقی میگذارد. جامعه پارتی از جامعه پارسی هخامنشی جدید و مختصات ایلاتی قبایلی که اینک سر کار آمده بودند به دمکراسی قبیلهای نزدیک تر است. لذا اختیارات شاه محدود تر است. « مهستان» مرکب از خاندان های اشرافی و « انجمن فرزانگان و مغان» در تعیین شاه و عزل و نصبش تأثیر دارند.
جهت نظامی و جنگی حکومت نیز قوی تر و جهت تسامح مذهبی شدیدتر است. این امور ره بطور عینی ناشی از عقب مانده تر بودن قبایل پارتی نسبت به قبایل مادی و پارسی است که زودتر شهرنشین ومتمدن شده بودند.
ساسانیان:
4- جامعه ساسانی نوعی سنتز دو جامعه اشکانی و هخامنشی است. سیستم دولت داری، قدرت نامحدود شاهنشاه، نقش دین، بغرنجی دستگاه دولتی، وابستگی به سنت ها آن را به جامعه هخامنشی بیش از جامعه اشکانی شبیه میکند و تقریبا به مثابه دنباله آن دوران است. ولی از سوی دیگر این یک تکرار عینی جامعه هخامنشی نیست بلکه وارث فرهنگ مادی و معنوی بغرنج تر شده دوران هلنیستی و اشکانی است که خود به نوبه خود این فرهنگ مادی و معنوی را در همه زمینهها باز هم پیش میبرد و بغرنج تر میکند. تکامل تولید کشاورزی و پیشه وری بسط شهرها و پیدایش شهرهای نوین همراه با گسترش جادههای ارتباطی و تشدید جریان تقسیم کار در صنعت و کشاورزی و دامنه وسیع مبادله بازرگانی داخلی و خارجی و رواج مسکوکات زر و سیم و مس آغاز شده بود در دوران ساسانی به اوج میرسد. آن رونق بزرگ اقتصادی که دو قرن پس از سیطره عرب در خراسان و ماوراء النهر پایه مادی پیدایش یک تمدن درخشان شد نظیرش در ادواری که جامعه ساسانی دچار بحران ها و اختلالات درونی نیست مشاهده میگردد یعنی در واقع جامعه ساسانی دچار بحران ها و اختلالات درونی نیست مشاهده میگردد یعنی در جامعه ساسانی همه یا تقریبا همه محمل ها و مقدمات مادی و معنوی جامعه ایرانی مسلمان قبل از مغول را که بهترین دوران تاریخ کهن ماست فراهم میآورد.
برخی قانونمندی های عام تکامل جامعه ایران در دوران پیش از اسلام:
درباره جامعه ایران در دوران طولانی پیش از اسلام میتوان مشخصات زیرین را یاد کرد :
نظام دودمانی «ویس»:
۱- در آغاز ما با نظام دودمانی یا نظام «ویس» رو به رو هستیم. مجموعهای از «نمانا» (خانه ها) «ویس»، مجموعهای از «ویس ها»، «زنتو» و مجموعهای از «زنتو»ها، «دهیو» را به وجود میآورد. این اصطلاحات را میتوان با خانواده، طایفه، قبیله و قوم که امروز به کار میبریم تقریبا معادل و یکسان گرفت. بر رأس هر یک از آن ها نمان پد، ویس پد، زنتوپد و دهیوپد قرار دارد. ویس پدها و زنتوپدها اشرافیت اپلاتی را تشکیل میدادند و مانند خان های دوران بعدی هستند. البته این نظام دودمانی پدرسالای در میان اقوام آریایی چادر نشین و گله دار بود. در شهرها و آبادی های بومیان غیر آریایی نظام اجتماعی از این جلوتر بود و از ترکیب این نظامات است که نظام اجتماعی دوران ماد و هخامنشی پدید میشود.
مسئله آب:
۲ ـ مسئله مهم در ایران مسئله آب است. ایران جزء آن بخش عظیم کم آب جهانی است که از صحرای آفریقا گرفته تا صحاری چین ممتد است. لذا برای حفظ کشاورزی باید همیشه شبکه منظم آبیاری مصنوعی ایجاد کرد و آن هم کار روستاییان فقیر و یا حتی تیول داران و بازرگانان نبود. برای این کار میبایست کورپوراسیون های بزرگی از کارگران با انضباط سخت بکوشد و سدها، آبدان ها، کاریزها بسازد و ترعهها و جوی ها حفر کند. علت رشد تکنیک کهن آبیاری در ایران همین ضرورت عینی است. اسناد متعددی از مداخله مستقیم دول هخامنشی، اشکانی، ساسانی برای ساختن سیستم مصنوعی آبیاری در دست است. رسم سد سازی در دوران پس از اسلام نیز از طرف شاهان ایرانی دنبال شده است.
این واقعیت و نیز این واقعیت که اراضی متصرفی شاه یا شاهنشاه به اصطلاح «مفتوح العنوه» و ملک مطلق خود شاه بود و او میتوانست آن را به درباریان و دیوانیان و شهربان های خویش ببخشد و یا مدت العمر واگذار کند، بر سلطه فردی و اقتدارات شخصی شاهنشاه میافزود. این اراضی متعلق به شاه و خاندان او غالبا نتیجه فتوحات جنگی بود. شاهان هخامنشی در این اراضی کشت و زرع و باغ داری را تشویق میکردند تا بر عواید خویش بیافزایند.
تسلط هخامنشی بر سیستم آبیاری و املاک وسیع او دسپوتیسم و استبداد سلطنتی را به حد اعلا میرساند که مارکس آن را « دسپوتیسم شرقی » مینامد. این دسپوتیسم خشن و خونین به ویژه در دوران ساسانی جنبه غلیظ تئوکراتیک ( دین سالاری ) نیز پیدا میکند و شاه به موجودی ماوراء طبیعی بدل میشود. همین دسپوتیسم است که موجب اسارت عمومی مردم در دست شاه است و مارکس آن را بردگی جمعی نامیده.
در اطراف شاه مستبد دربار و دستگاه دولتی ( دیوان ) و دستگاه جاسوسی و ارتش دم به دم وسیع تر، دم به دم بغرنج تری که از زمان داریوش شکل گرفته در دوران ساسانی به ویژه شهریان و روستاییان به وسیله « آمارگران » و تحت نظر واستر یوشید خراج میستاند و گنج او و خزینه دولت یکی است.
زوال نظام «ویس»:
۳ـ نمودار زوال نظام «ویس» تنها در آن نیست که به جای قدرت ویس پدها و زنتو پدها و دهیوپدها یک شاه قادر پدید میگردد. رشد سریع شهرها و پیدایش شهرهای تازه به تازه به ویژه در دوران اشکانی و ساسانی، بسط سریع بازرگانی داخلی و خارجی، بسط سریع تولید پیشه وری و تعداد پیشه وران وبغرنج تر شدن تقسیم کار در میان آن ها به ویژه در دوران اشکانی و ساسانی، گسترده تر شدن ساخت دولتی ( دیوان) و بسط ارتش و جاسوسی و دیگر موسسات دولتی و نیز پیچیده تر شدن نظام طبقاتی جامعه ایران همه و همه نشانه آن است که نظام ویس جای خود را به نظام اجتماعی عالی تر و کامل تر میدهد. در این جامعه آثروانان ( روحانیون) ارتشتاران (سپاهیان)، روستاییان و شبانان و سپس در دوره اشکانی و ساسانی، دبیران و اهل کسب و صنعنت و حرف ( واستریوشان و هتخشان) جزء قشرها و طبقات عمده و اساسی اجتماعی هستند.
بردگی:
۴
ـ بردگی در تمدن های بومی ایرانی قبل از آریایی ها وجود داشت. موقعی که تمدن مختلط آریایی و بومی شکل گرفت بردگی باقی ماند و حتی بسط یافت. بردگی به طور عمده خانگی بود. در مورد استفاده از بردگان در معدن ها نیز در برخی منابع نکاتی ذکر شده است ولی به نظر میرسد که بردگی هر گز در ایران بدان بسطی نرسید که در یونان و رم به چنان بسطی رسیده بود. در جامعه هخامنشی شبانان و دهقانان آزادی که در یک ایل یا ده بی پا میشدند به نوکری و غلامی به شهرها میآمدهاند و یا به عنوان عمله و کارگر در ساختمان ها کار میکردهاند و حقوق نقدینه دریافت میداشتند. آن ها به زبان پارسی باستانی «مانیان» یا «گرده» و به زبان عیلامی «کورتش» نام داشتند. همه این کلمات از الفاظ «مان» و «گردا» که به معنای خانه است میآید. لذا حق گویا با کسانی است که میگویند آن ها را نمیتوان برده دانست. با آن که داغ بندگی داشتند از جهت مزدور بودن از قبیل خدمه و کارکنان و چاکرانی هستند که در تمام جوامع طبقاتی دیده میشود.
بردگی در دوران اشکانی:
درباره وجود بردگی در دوران اشکانی میتوان با کمال اطمینان قیاس کرد که وضع به همین منوال بوده است. منابع یونانی از «آزاد کردن» بندگان در ایران سلوکی در راه خدایان سخن میگویند. از آن جا که مقررات وسیع بندگی در دوران بعدی یعنی در جامعه ساسانی دیده میشود و منابع گوناگونی از آن یاد میکنند، دلیلی نیست که جامعه اشکانی را نیز مانند جوامع قبل و بعد دارای همان مختصات ندانیم.
برده داری در جامعه ساسانی:
درباره وجود برده داری در جامعه ساسانی خواه از منابع ایران ( و از آن جمله و به ویژه از روی «مجموعه قوانین» موسوم به «ماتیکان هزار داتستان» که در آن حتی بخشی به قواعد برده داری اختصاص دارد) و خواه از منابع خارج همعصر میتوان اطلاعات بسیاری به دست آورد. بهای متوسط یک بنده 500 درهم بود و خواجه میتوانست برده را به گرو بدهد یا نذر آتشکده کند. امکان معامله با بردگان در فقه زرتشتی تصریح شده است مانند اسلام که برده و آنچه که در ید تصرف اوست از آن مولایش میدانست ( العبد و ما فی یده لمولاه ).
مسلم است که بردگی تنها خانگی نبوده و در کشاورزی از کار برده استفاده میشده و در این حالت به هنگام فروش ملک، بردهها نیز همراه ملک فروخته میشدند. پروکوپیوس از مردم کیساریه در کتاب خود[10] نقل میکند که کوات ساسانی به سربازان خود دستور داد که در صورت فتح از کشتن اهالی خودداری شود ولی غارت آبادی ها و اسیر کردن و به غلامی گرفتن اهالی را مجاز شمرد. مهر نرسی وزیر معروف بهرام پنجم و یزدگرد دوم ساسانی لقب هزار بندک داشت و لذا روشن است که داشتن بردگان بسیار از علائم شکوه و احتشام بود.
روابط پولی:
5
- روابط پولی چنان که به موقع خود یاد کردیم از بسیار قدیم در جامعه ایرانی مشاهده میگردد. این روابط از جوامع رشد یافته آشوری و بابلی و ایلامی سرایت کرده بود به علاوه این را مارکس متوجه بود که در نزد اقوام کوچنده و شبان که در کار مبادله با اقوام ساکن کشاورز بودهاند این روابط زودتر پدید میگردد. لذا خراج هم نقدی، هم جنسی، و هم به شکل کار (بیکار) بود.
نظام ملک داری:
6
- در مورد نظام ملک داری میتوان از مطالعه اسناد مختلف منظره زیرین را در جوامع هخامنشی، اشکانی و ساسانی به دست آورد:
در اسناد دوران هخامنشی از دهها یا آبادی هایی به نام «دیدا» (دیوار) «وردته» (در اوستایی ورزنه و در هندی وژه نم) که برخی مایلند آن را به ده مشاع ترجمه کنند و «آوهنا» (هم ریشه با واژه ارمنی اوان یعنی ده) سخن در میان است. تفاوت این اصطلاحات دقیقا روشن نیست ولی به هر جهت این نام آن آبادی هایی است که در آن برزگران با اقتصاد طبیعی صنعت و فلاحت از هم جدا نشده و مالکیت مشترک و مشاع، موازین و مقررات پدر سالاری و دودمانی زندگی میکرده اند. اهالی همین ورزنهها هستند که به شاه، سپاهیان به ویژه پیادگان جنگی (که در زبان پارسی باستانی کاره [11] نام داشته اند) میداده اند. در دوران های بعدی اشکانی و ساسانی ـ نیز این واحدهای مشاع دهقانی مرکز عمده تجمع نفوس مولد ایران بود. همکاری و تضامن «همبایی» که شاید پایه عینی کمونیسم روستایی جنبش مزدکی بود در این واحدها حکم روایی داشت.
وقتی جریان تجزیه کمون ها و بسط قدرت دیهگان و منصب داران صاحب تیول یعنی پروسه فئودالیزاسیون از اوائل ساسانیان قوت میگیرد واکنش دهقانان به صورت گرایش به روش مزدک در میآید. آرزوی بازگشت به «همبایی» و مساوات دهقانی در ریشه عدالت طلبی مزدکیان است. این نکته را که برخی از مورخین مارکسیست متعرض شدهاند میتوان پذیرفتنی دانست.
ولی در این جریان فئودالیزاسیون را اگر به معنای اقتصادی آن بگیریم میتوان از همان اوان هخامنشی مشاهده کرد. تردید نیست که جریان فوق در دوران اشکانی و ساسانی بیش تر قوت میگیرد و شاهان ساسانی به دهگانان متمول صاحب زمین و دارای رعیت (دیهگانیکان) تکیه خاصی میکنند. مورخان غیر مارکسیستی که درباره ایران تحقیق کردهاند ظاهرا فئودالیسم را به معنای فقدان تمرکز و وجود ملوک الطوایف ( کذک خدایی ) گرفته اند. در مارکسیسم برای فئودالیسم محتوی اقتصادی قائلند و آن استثمار مالک فئودال از رعایای وابسته به زمین از طریق گرفتن بهره مالکانه بر اساس مزارعه و غیره است. سیستم ملوک الطوایف یعنی عدم تمرکز البته با فئودالیسم اروپایی همراه بوده ولی صفت اساسی آن نیست. میتواند جامعه از جهت اقتصادی فئودالی باشد ولی از جهت سیاسی متمرکز باشد. در این جا تباینی نیست.
فئودالیسم ایرانی:
درباره فئودالیسم ایرانی باید تصریح کرد که مسئله «زمین بستگی» دهقان مطرح نبوده است و منظره فئودالیسم با همان رژیم «ارباب ـ رعیتی» که ما با آن در عهد خود رو به رو بوده ایم تفاوت های مهمی نداشته است.
دین ایدئولوژی مسلط:
7-
دین ایدئولوژی مسلط یا شکل مسلط ایدئولوژیک است که در دوران اشکانی به صورت تثلیث اورمزد ـ ناهید ـ مهر در میآید و سرانجام در دوران ساسانی به شکل آئین زرتشتی یکتا پرستانه و این بار مجهز به قواعد فقهی و شرعی، اصول و کلامی، پایه معنوی دولت قرار میگیرد. ولی بین تخت و آتشکده پیوسته نبرد سختی در جریان است و شاهان اشکانی و به ویژه شاهان ساسانی، گاه با تکیه بر شورش ها گاه با تکیه به طبقات ناراضی میکوشند تا از قدرت موبدان و هیربدان بکاهند. در میان شاهان این دوران هزار و پانصد ساله، کورش و داریوش هخامنشی مهرداد اول و دوم و ارد و بلاش اشکانی، اردشیر و شاپور و خسرو اول ساسانی نقش ویژهای در تشکل قدرت هیئت حاکمه زمین داران و منصب داران و روحانیون بزرگ و سپهسالاران و روسای قبایل و خاندان های اشرافی دارند.
منبع: